معرفی كتاب

کتاب علیه همدلی از زبان مترجم

كتاب عليه همدلي
کتاب علیه همدلی

اشتراک گذاری مطلب

کتاب علیه همدلی، کتابی است در زمینه روانشناسی و به تفاوت بین تصمیم‌گیری احساسی و تصمیم‌گیری منطقی می‌پردازد. نوسینده آن، پاول بلوم، استاد دانشگاه ییل است که بعد از واقعه مدرسه سندی هوک و با دیدن واکنش‌ها نسبت به آن به فکر تحقیق درباره همدلی می‌افتد و در این کتاب نتیجه تحقیقاتش را شرح می‌دهد.

 

او در فصل اول به تعریف معنی همدلی از منظر چند دانشمند متفاوت می‌پردازد. او استدلال می‌کند که همدلی بالا داشتن دلیل برای انسان خوبی بودن و یا همدلی پایین داشتن دلیل بر انسان بدی بودن نمی‌باشد؛ بلکه فاصله مناسب داشتن با احساساتی مثل همدلی و تصمیم‌گیری با استفاده از عقل و منطق است که ما را تبدیل به انسانی خوبی می‌کند. و در فصل بعد آن درباره مکان همدلی در مغز و اختلاف نظر دانشمندان و تحقیقاتشان در این باره صحبت می‌کند.

 

در این کتاب، نویسنده استدلال می‌کند که احساس همدلی مانع نشان دادن واکنش درست و منطقی می‌شود. او می‌گوید همدلی متعصبانه مانند یک نورافکن عمل می‌کند، بدین معنا که تنها کسانی را که برای ما ارزش بیشتری دارند، روشن می‌کند؛ و غریبه‌ها را که در سایه این نورافکن قرار می‌گیرند، از دید ما پنهان می‌کند.

 

روان‌شناس و نویسنده، پاول بلوم، می‌گوید: «من می‌خواهم درباره ارزش تصمیم‌گیری آگاهانه و منطقی در زندگی روزمره توضیح دهم و استدلال کنم که انسان باید به جای قلب خود با استفاده از مغز خود تصمیم‌گیری کند». نویسنده درخواست دارد که به جای استفاده از احساس همدلی در ارتباط با دیگران از محبت منطقی استفاده شود.

 

منتقد تانیا سینگر درباره این کتاب می‌گوید: «پاول بلوم در این کتاب از ما می‌خواهد که به جای همدلی با دیگران، محبت برای دیگران داشته باشیم. او توضیح می‌دهد که همدلی به معنای احساس کردن احساس دیگران است، اما محبت داشتن نسبت به دیگران به معنای احساس نگرانی و توجه نسبت به دیگران در کنار انگیزه‌ای قوی برای ارتقا کیفیت زندگی آنهاست».

 

پاول بلوم همدلی را در روابط صمیمانه و عاطفی بررسی می‌کند. او شخصی را توصیف می‌کند که در روابط خود همدلی بالایی دارد؛ و توضیح می‌دهد که چگونه این همدلی باعث عذاب کشیدن شخص می‌شود و چه تاثیری برروی روابط او دارد. همچنین او به بررسی همدلی در روابط والدین و فرزندان می‌پردازد. توضیح می‌دهد که همدلی والدین چه تاثیر خوب و یا بدی بر روی تربیت فرزندان می‌گذارد.

 

مشکل جامعه انسانی نداشتن همدلی نیست. بلکه همدلی زیاد داشتن است. پاول بلوم در این کتاب به بررسی نقش همدلی و سیاست‌های همدلانه در جامعه می‌پردازد. اینکه چطور یک جناح سیاسی به حمایت و همدلی با یک قشر از جامعه می‌پردازد و جناحی دیگر به حمایت و همدلی با قشری دیگر. برای مثال یک حزب می‌گوید باید کمک کرد تا محدودیت‌های مهاجرتی کاهش و حداقل حقوق افراد نیازمند افزایش یابد. حزبی دیگر می‌گوید که با افزایش مهاجرت فرصت شغلی برای شهروندان خودمان کم می‌شود. هر دو این حزب‌ها همدلی دارند اما هرکدام با یک قشر. پاول بلوم در پایان توضیحاتش از همه جناح‌های سیاسی (آزادی‌خواهان، محافظه‌کاران، راست و چپ)، از همه ما درخواست می‌کند تا با دست در دست هم دادن در مبارزه با همدلی با هم همکاری کنیم.

 

پاول بلوم در مصاحبه‌ای درباره همدلی و رهایی از آن اینطور می‌گوید. « اگر نسبت به همه اتفاقات اطرافتان واکنشی احساسی داشته باشید، از عذاب‌های شما کم نخواهد شد. قدرت واقعی این است که بنشینید و با آرامش و منطق نسبت به آن‌ها واکنش نشان دهید. اگر اتفاقات شما را کنترل کنند، بدین معنی است که همه می‌توانند شما را کنترل کنند. نفس عمیقی بکشید و اجازه دهید تا همدلی آرام آرام از کنار شما بگذرد؛ آن زمان است که می‌توانید با کمک منطق بهترین تصمیم را بگیرید».

 

در پایان، منطق پاول بلوم را درک خواهید کرد و متوجه می‌شوید که همدلی در بسیاری از موارد می‌تواند مانع تصمیم‌گیری درست شود و بهترین روش این است که با فاصله گرفتن از همدلی، تصمیمی منطقی اتخاذ کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *